زن وسیاست

خانواده یک واحد اجتماعى است که هدف از آن تأمین سلامت روحى و روانى افراد آن است، قرآن کریم براى تام افراد خانواده یک حقوقى قائل است، و این حقوق در قبال وظایفى است که نسبت به همدیگر دارد، ممکن نیست کسى را پیدا بکنیم که حقّى در موردى داشته باشد و بدون این‏که وظیفه‏اى بر دوش او قرار گیرد، پس بنابر این همان‏طور که مرد در برابر وظایفى که نسبت به همسر و فرزندان خود دارد و این موجب شده که حقوقى نیز به عهده آنها داشته باشد، و زن نیز در قبال وظایف که در زندگى بعهده او نهاده شده است از حقوقى برخوردار است، و این حقوق زن در خانواده متفاوت است بعهده شوهر بعنوان همسر یک حقوقى دارد و بعهده فرزندان بعنوان مادر حقوقى دیگر، پس لازم است ما در اینجا در دو بخش یا در دو قسمت بحث بکنیم.

1ـ حقوق زن بر عهده شوهر:

از آنجا که دین اسلام دین عدالت است حقوق هیچ دسته و طایفه‏اى در آن ضایع نمى‏شود و براى هر کسى حقوقى متناسب با وضعیت طبیعى او به نحو احسن در نظر گرفته شده است، و این در مورد زن و شوهر نیز سارى و جارى است، به خلاف ادّعاهاى دشمنان اسلام و یاوه‏گویان روشن‏فکرنما که همه چیز را از عینک بدبینى غرب و دشمنان اسلام مى‏بیند اعتراض سرمى‏دهد که خانواده اسلامى خانواده مردسالارى است. زنان در آن مظلوم و از حقوق طبیعى خود برخوردار نیست، و براى رفع مظلومیت و رسیدن زنان به حقوق حقّه خویش لازم است کشورهاى اسلامى تمام بندهاى مواد کنوانسیون زنان سازمان ملل متّحد را بپذیرند و آن را در مورد زنان جامعه خویش پیاده کند.

اسلام همان‏طور که در سایر جهات از خود برنامه و قانونى دارد در مورد زن و مسایل خانوادگى نیز از خود برنامه و قانونى دارد و احتیاج به برنامه‏هاى وارداتى ضد دینى و ارزشى بیگانه نیست، در جامعه قرآنى همان‏طور که شوهران بر عهده زنان حقوقى دراند و بر زنان لازم است آن را انجام بدهند، متقابلاً زنان نیز بر عهده شوهران حقوقى دارند که بر مردان لازم است آن را اتیان بکنند، و قرآن کریم در این مورد مى‏فرماید: «وَ لَهُنّ مثل الّذى علیهنّ با المعروف».(10) یعنى همان حقوقى که مردان بر گردن زنان دارند و زنان نیز به گردن شوهران دارند.

ما اینجا اصول و کلّیات آن سر حقوقى را که زن در خانواده بر عهده شوهر دارد و در خطابات قرآنى به آن اشاره شده است ذکر مى‏کنم و ببینم چه حقوقى بالاتر و بهتر و مناسب‏تر با وضع جسمى و روحى زن در دنیا از این حقوق است.

الف) حق رفتار شایسته. قرآن کریم برخلاف ملل گذشته و اعراب جاهلیت، که با زنان رفتار بد و برخورد ناشایسته داشتند، خطاب مى‏کند با زنان رفتار خوش نمایید؛ اگرچه آنها را نمى‏پسندید: «یا ایّها الّذین آمنوا... و عاشروهنّ باالمعروف فَاِنْ کرهتموهنّ».(11)

ب) حق مسکن. قرآن کریم دستور مى‏دهد به هر جا که خودتان سُکنى مى‏گزینید به زنان همان‏جا سکنى بدهید: «اسکنوهنّ من حیث سکنتم من وَجدکم».(12)

ج) حق نفقه. قرآن کریم برخلاف اعراب جاهلیت به زنانش نفقه نمى‏دادند، مى‏گوید به زنان‏تان نفقه بدهید: «الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم».(13)

د) حق مهر. قرآن کریم برخلاف عادات جاهلیت که به زنانش مهر نمى‏دادند دستور مى‏دهد به زنان‏تان مهرش را به عنوان هدیه تقدیم نمایید: «و آتُوالنّسآء صدقاتهنّ نحلة».(14)


اشکال:

اسلام طبق آیه «الرّجال قوّامون على النّسآء»(15)«وللرّجال علیهنّ درجة»(16)، ریاست و مسئولیت خانه و خانواده را به مرد واگذار نموده است و این موجب مى‏شود زن با مرد در حقوق مساوى و برابر نباشد.


جواب:

مسئولیت کلّى هر نهاد یا سازمانى باید نهایتاً به دست یک فرد یا گروه سپرده شود، و در نهاد خانواده نیز لازم است یک نفر بار مسؤلیت کلّى را بر عهده گیرد، امّا اینکه چرا قرآن کریم مسئولیت و سرپرستى خانه و خانواده را به مرد سپرده است، پاسخ روشن دارد.

بین زن و مرد، به ویژه از نظر بیولوژیکى و توان جسمى، تفاوت‏هایى وجود دارد که هریک را مستعد پذیرش وظایف خاص مى‏نماید. قانونِ آفرینش، وظیفه حسّاس مادرى و پرورش نسل‏هاى نیرومند را بر عهده زن گزارده است. به همین دلیل، سهم بیش‏تر از عواطف و احساسات به او داده شده است؛ در حالى‏که طبق این قانون، وظایف خشن و سنگین اجتماعى بر عهده جنس مرد واگذار شده است، و سهم بیش‏تر از تفکّر به او اختصاص یافته است. بر این اساس، معلمولاً مسئولیت تأمین نیازهاى مالى و اقتصادى خانواده، بر دوش مردها قرار دارد، و این واقعیت تفویض و سرپرستى خانواده به مرد را به خوبى توجه مى‏کند.

قرآن کریم نیز به این مطلب اشاره دارد: «الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم»(17)

2- حقوق زن بر عهده فرزندان

همان‏طور که قبلاً بیان شد، از آن‏جا که پدر و مادر نسبت به فرزندان وظایف دارد و متقابلاً بر عهده آنان حقوق نیز دارد، و این حقوق در دنیاى غرب به کلّى فراموش شده است.

این، ناشى از آن وضعیتى است که در آن‏جا حاکم است که فرزندان پس از بلوغ قانونى، محیط خانواده را ترک گفته، به فکر زندگى جدا از پدر و مادر هستند. چنین برنامه‏اى آن چنان محیط خانواده را سرد و منجمد کرده است که چه بسا سالى مى‏گذرد پدران و مادران روى فرزندان خود را نمى‏بینند. هر چه از دوران جدایى آنان بگذرد بر بى‏علاقگى آنان نسبت به والدین افزوده مى‏شود. بالاخره موقعى که پدر و مادر پا به پیرى و فرتوتى بگذارند چنان بیچاره مى‏شوند که دولت مجبور مى‏شود که این گروه را در نقطه یا نقاطى به نام خانه سالمندان جاى دهد.(18)

متأسفانه به اثر تهاجم فرهنگى و تقلید از فرهنگهاى منحط بیگانه این وضعیت در جوامع اسلامى نیز کم و بیش راه یافتند، پدران و مادران پیرى که یکروز چشم و چراغ خانواده‏ها بود و احترامش به همه لازم بود کم‏کم از کانون گرم خانواده‏ها رانده و در خانه سالمندان جاى مى‏گیرند.

قرآن کریم بر همه این ایده‏ها و باورها و فرهنگ‏هاى غلط، مُهر بطلان مى‏زند و حقوق بس بزرگ براى مادران در کنار حقوق پدران بیان مى‏کند، که به طور اجمال، به مهم‏ترین آنها اشاره مى‏شود.

الف) حق احسان. قرآن کریم در آیات متعدّد در کنار دعوت به یکتاپرستى و نهى از پرستش غیر نیکى به پدر و مادر را پیش مى‏کشد و به آن فرمان مى‏دهد، گویى نیکى به این رو در دومین مرحله از اهمیت قرار دارد:

«و اعبد و اللّه و لاتشرکوا به شیئاً و باالوالدین احساناً».(19)

«قل لو تعالَو اَتلُ ما حرّم ربّکم علیکم الاّ تشرکوا به شیئاً و باالوالدین احساناً».(20)

«و اذ اخذنا مثاق بنى اسرائیل لاتعبدون الّا اللّه و باالوالدین احساناً».(21)

احسان، یک مفهوم وسیع و دامنه‏دار است که محدود و منحصر به یک یا چند چیزى نمى‏شود و هر کار نیک و شایسته انسان براى کسى انجام دهد که منفعت مادى و یا معنوى براى او در بر داشته باشد احسان براى او شمرده مى‏شود، پس انفاق و رسیدگى به امور مادى و معیشتى پدر و مادر احسان به آنها است، قرآن کریم به این مطلب اشاره دارد: «یسئلونک ماذا یُنفقوا قُل ما انفقتم من خیرٍ فللو الدین و الاقربین»(22)

ب) حق احترام. قرآن کریم احترام پدر و مادر را خصوصاً در دوران پیرى و شکستگى آنان واجب و لازم مى‏داند، از کلام درشت و برخورد ناشایسته با آنان نهى نموده «و قضى ربّک اَلاّ تعبدوا اِالاّ ایّاهُ و باالوالدین احساناً اِمّا یَبْلُغَنّ عند الکِبَر احدهما او کلاهما فلاتقل لهما اُفٍّ و لاتنهرهما».(23)

نیز به برخورد شایسته و گفتار کریمانه با آنان، امر مى‏نماید: «و قل لهما قولاً کریما»(24) این حق احترام به درجه‏اى است که قرآن دستور مى‏دهد در مقابل آنان متواضع باشید و به آنان لطف و محبّت نمایید: «و اخفض لهما جناح الذُّلِّ من الرّحمة».(25)

ج) حق دعا و طلب آمرزش. قرآن کریم ما را فرمان مى‏دهد براى پدر و مادرتان دعا بکنید و از خداوند براى آنها طلب آمرزش نمایید: «قُل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیرا»(26) دعا در حق پدر و مادر اختصاص به زمان حیات آنها ندارد و پس از درگذشت آنها نیز در یاد آنها بود و برایشان طلب مغفرت و آمرزش کرد، قرآن کریم مى‏فرماید: «ربّ اغفرلى و لوالدىّ».(27)«ربّنا اغفرلى و لوالدىّ و للمؤمنین یوم یقوم الحساب».(28)


ارسال شده در توسط لیلا حق جو