آن کس که بي دانش دست به کاري زند بيش از آنکه اصلاح کند تباه مي سازد [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
خانه | مديريت | ايميل من | شناسنامه| پارسي يار | RSS  |  Atom 
زنان در جهان
  • کل بازديدها: 8069 بازديد

  • بازديد امروز: 9 بازديد

  • بازديد ديروز: 15 بازديد
  •    1   2      >
       [آرشيو شده ها]
  • + زن از ديدگاههاي مختلف
    ليلا حق جو ( 22/4/1387 ساعت 9:58 ص )

    در تمدن چين
    در کتاب‏هاى مذهبى چينى‏ها، زن‏ها آبهايى هستند که نيک‏بختى و ثروت را مى‏شويند. مرد هر وقت مى‏خواست، مى‏توانست او را مانند کنيزى بفروشد، زن پس از آن که بيوه مى‏شد در حکم مالى بود متعلق به خانواده شوهر و به هيچ وجه امکان نداشت بتواند دوباره شوهر کند و با تمام اين حقارت‏ها درحکم برده‏اى بود که حق حيات از خود نداشت و شوهر مى‏توانست او را زنده در گور کند و تا سال 1937 ميلادى، در چين 2000000 دختر کنيز وجود داشت. از همه عجيب‏تر و فجيع‏تر، اين که تا چندى قبل براى کفش دختران چينى در آن کشور قالب‏هاى فلزى مخصوصى ساخته بودند و اجازه نمى‏دادند که پاى دختران از حد معينى بيش‏تر رشد کند. به همين جهت، پاى زن چينى نمى‏توانست به حد رشد طبيعى برسد، بلکه بايستى کوچک و فشرده بماند... و بالاخره زن در نظر مردان چينى، شرى ضرورى، وسوسه‏اى طبيعى، مصيبتى مطلوب، خطرى خانگى، جذبه‏اى مهلک و آسيبى رنگارنگ بود.


    در مذهب بودايى
    بنابر گفته مورخ معروف «وسترمار»،از ديدگاه بودائيان نيز «همه زن‏ها دام‏هاى اغوا کننده و فريبنده شيطان هستند که براى مردها گسترده و نيروى فريبندگى در نهاد زن‏ها با خطرناک‏ترين شکل مجسم شده است؛ به طورى که مردها را شيفته و فريفته خود مى‏سازند و همين فريبندگى زن‏ها است که فکر عالمى را کور مى‏کند.»



  • نظرات ديگران ( )

    =============================================================
  • + زن در نگاه کلى
    ليلا حق جو ( 3/4/1387 ساعت 12:47 ع )
    زن در نگاه کلى
    قبل از اين که شخصيت زن را از ديدگاه نهج‏البلاغه بررسى‏کنيم، بجاست موقعيت و شخصيت او را در جوامع غيراسلامى (پيش از اسلام و پس از آن) بررسى کرده، ديدگاه کلى اسلام را در مورد اين رکن اساسى و با ارزش جامعه را بيان مى‏کنيم؛ تا حقانيت اين مکتب پويا، بيش از پيش براى ما روشن شود.
    در ادوار پيش از تمدن، نه تنها زن را از جنس انسان نمى‏دانستند، بلکه با وى همچون يک حيوان بهره ده، برخورد مى‏کردند. فيلسوف معروف فرانسوى، دکتر گوستاولبون مى‏نويسد:
    «زن را يک مخلوق پست و فرومايه خيال مى‏کردند که فائده وجوديش تنها در خدمت خانه و تکثير نسل بوده است.»(1)
    فيلسوف شرق، عارف بزرگ اسلامى، استاد علامه طباطبائى «قدس سره» مى‏نويسد:(2)
    «در قبائل دور از تمدن، مانند وحشيان آفريقا واستراليا وجزائر مسکونى اقيانوسيه و اهالى بومى آمريکاى قديم و غيره، زندگى زنان نسبت به مردان، مانند زندگى چارپايان و ساير جانوران اهلى نسبت به انسان بوده است.
    چنان که انسان از روى غريزه استخدام، به خود حق مى‏دهد که در چارپايان و ساير حيوانات اهلى، به هر نحو و براى هر کارى بخواهد تصرف کند، از پشم و کرک و گوشت و پوست خون و استخوان و شير و ساير منافع آنها استفاده نمايد، و آنها را براى نگهبانى و باربرى و کشاورزى و شکار واغراض بى شمار ديگر به کار گيرد، و اين جانوران بى زبان از مزاياى زندگى و آرمان‏هاى حياتى در خوراک ومسکن و استراحت و جفت‏گيرى جز آن چه را انسان راضى باشد، بهره‏اى ندارند و البته انسان هم جز به چيزهايى که براى زندگيش سودمند است و منافاتى با اغراض وى در تسخير آنها ندارد .

    راضى نخواهد شد و گاهى کار به گزاف کارى‏ها و زورگوييهاى عجيبى مى‏کشد که اگر آن حيوان استخدام شده ناظر کارهاى خودش بود برايش بسى مايه شگفتى مى‏شد، مثلاً بى گناهى، بدون کوچک‏ترين جرمى مورد ظلم و ستم واقع مى‏شود و هر چه فرياد مى‏کند کسى به فريادش نمى‏رسد، و ستمکارى بدون هيچ مانعى مشغول تعدى به ديگران مى‏گردد، و از طرفى يک حيوان، بدون هيچ استحقاقى در راحت‏ترين و لذيذترين وضع زندگى خويش به سر مى‏برد مانند حيوان نرى که براى جفتگيرى آماده شده و از طرفى ديگر، حيوان بارکش اسب آسياب بدون هيچ گناهى دائما رنج ببرد. حيوان بيچاره از حقوق حياتى بهره‏اى ندارد جز آن چه را انسان از حقوق خودش بشمارد، و در اين صورت اگر کسى به آن تعدى کند از اين‏که به مِلک مالکش تعدى نموده مورد مؤاخذه قرار مى‏گيرد نه از نظر اين که به حيوان بى‏گناهى تعدى کرده است و همه اينها روى اين اصل است که انسان، وجود حيوانات را تبعى و طفيلى و فرع وجود خويش مى‏داند.»
    وى مى‏افزايد:
    «حيات زنان هم در ميان قبائل وحشى نسبت به حيات مردان يک زندگى تبعى به شمار مى‏رفت واعتقادشان اين بود که زن براى مرد خلق شده است، و به طور اجمال زن در وجود و زندگى تابع مرد بود و هيچ‏گونه استقلالى از خود نداشت مادامى که ازدواج نکرده بود پدر، و بعد از ازدواج شوهر، ولى مطلق او بود.
    مرد مى‏توانست زنش را به هر کسى بخواهد بفروشد يا ببخشد، يا او را براى فرزند آوردن و خدمت کردن، قرض بدهد و مى‏توانست به هر نحوى بخواهد او را مجازات کند و حتى او را بکشد و مى‏توانست رهايش کرده، به حال خود بگذارد، بميرد يا زنده بماند، و مى‏توانست او را مانند گوسفندى بکشد و گوشتش را بخورد، به خصوص هنگام قحطى و ميهمانى اموال و حقوق زن هم در خريد و فروش و داد و ستد، متعلق به مرد بود.
    بر زن لازم بود که هر امرى را پدر يا شوهرش مى‏کند اطاعت نمايد ودر هيچ کارى استقلال نداشته باشد، و تمام امور خانه دارى و بچه دارى و کليه احتياجات زندگى مرد را متحمل شود، بايد از کارها سخت‏ترين آنها را مانند باربرى و گل‏کارى و غيره انجام بدهد، و از صناعات و حرفه‏ها پست‏ترين آنها را پيشه نمايد کار به جايى رسيده بود که زن مى‏بايست پس از وضع حمل، بلافاصله پىِ وظائف خدمتکارى مى‏رفت و مرد چند روز به جاى او مانند بيمارى بر بستر مى‏خوابيد و خود را مداوا مى‏کرد اينهاکليات حقوق و ظايف زن بود وعلاوه بر اينها، هر طايفه‏اى از اين طوايف وحشى، به حسب اختلاف مناطق و محيط‏هاى زندگى، آداب و رسوم مخصوصى نيز داشتند که مى‏توان آنها را از کتابهايى که در اين موضوع نوشته شده، به دست آورد» .



  • نظرات ديگران ( )

    =============================================================
  • + تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين
    ليلا حق جو ( 16/3/1387 ساعت 9:55 ص )

    تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين

    تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين 
    تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين

    تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين 


     


    تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين


     


    اگه حالتون بد شد ببخشيد ديگه دنياي امروزيه ديگه



  • نظرات ديگران ( )

    =============================================================
  • + تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها
    ليلا حق جو ( 16/3/1387 ساعت 9:50 ص )

    تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها

    تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها

    تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها

    تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها




  • نظرات ديگران ( )

    =============================================================
  • + خانم ها اگر خوشبختي پايدار مي خواهيدبدانيد که ...
    ليلا حق جو ( 16/3/1387 ساعت 9:9 ص )

    به مردان قدرت دهيد، تا صميميت فوران کند، مرد موجودي عاشق قدرت است‌. مرد از اين که قدرتمند باشد حظ مي‌کند. در آسمان اوج مي‌گيرد و شما را نيز همراه خود مي‌برد. از اين که توانا باشد و يا احساس توانايي کند، لذت مي‌برد. تا وقتي به گشتن اين احساس در مردان مشغوليد، بدانيد که تنها مي‌توانيد خواب خوشبختي را ببينيد.
    اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد و يا از آن انتقاد کنيد بدانيد که ديگر پري روياهايش نخواهيد بود. او به دنبال کسي است که به قدرت هايش ايمان داشته باشد و حتي ضعف‌هايش را در جهت تقويت توانايي‌هايش مثبت جلوه دهد. پس مراقب باشيد و بدانيد که‌:
    1 - اگر خودتان داراي درآمد هستيد.
    هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشيد. حتي اگر درآمد بيشتري داريد هرگز به روي خودتان هم نياوريد. بگذاريد همسرتان احساس کند که همه چيز در دست اوست و اداره امور مالي خانواده به دست قدرتمند همسرتان اداره مي‌شود.
    2 - مطلقاً او را با کسي مقايسه نکنيد:
    نگوييد شوهر خواهرم دوتا خانه دارد. فلاني اينقدر درآمد دارد و تو هميشه مثل گداهايي‌. اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فکر مي‌کنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق کنيد. انتقاد دشمن صميميت است‌.
    3 - تو بي‌عرضه‌اي‌! فاتحه خواندن بر صميميت است‌.
    تو بي عرضه‌اي‌! يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب کردن‌. هر مفهوم مشابه تو بي‌عرضه‌اي فاتحه‌اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است‌.
    4 - شوهرِ خود را حلال مشکلات بدانيد.
    مشکل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل کندو تأييد کنيد که تنها او قادر به حل اين مسئله است‌.
    5 - به مردان اندرز ندهيد و نصيحت نکنيد.
    مردها دوست دارند که مشکلاتشان را به تنهايي حل کنند و اگر به شما چيزي نمي‌گويد يعني به تنهايي قادر است موضوع را حل و فصل کند و در صورت لزوم با شما در ميان مي‌گذارند. با نصيحت نکردن‌، زندگي خود را عاشقانه کنيد.
    6 - سکوت مردان را نشکنيد.
    اين اشتباه خانمهاست که وقتي مرد ساکت است‌، مدام به سمت آنها مي‌روند و با آنها حرف مي‌زنند. اگر او ساکت است به سکوت نيازمند است و احترام به اين سکوت يعني صميميت بيشتر. سکوت طولاني در زنان ممکن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مورد مردها اين طور نيست‌.
    7 - به مردان فضا بدهيد.
    گاهي شوهر خود را رها کنيد تا با خود خلوت کند. با دوستانش به ورزش برود و به خانوادة خود تنها سر بزند! مدام دنبال او نباشيد فضاي رها شدن‌، اين چيزي است که آنها گاهي به آن نياز دارند. اگر به آنها اين فضا را هديه کنيد، آنها نيز به شما عشق مي‌ورزند.
    8 - مرد دوست دارد که از او قدرداني شود.
    تشکر به مرد قدرت پرواز مي‌دهد. از هر کار کوچکي که براي شما انجام مي‌دهد. تشکر و قدرداني کنيد تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد.
    9 - مرد بايد تأييد شود.
    توانايي‌هاي همسرتان را تأييد و مدام تأکيد کنيد او صاحب بهترين توانايي‌ها و شايسته‌ترين شوهر است و تأييد مردها يعني فوران صميميت‌.
    10 - بايد مورد اطمينان باشد.
    به او اعتماد کنيد. با اطمينان خاطر به اين که او مي‌تواند و شما نيز مي‌توانيد به راحتي بسياري از کارها را به او بسپاريد.
    11 - مردها را تشويق کنيد.
    مرد عاشق تشويق است‌. کف زدن‌ها را فراموش نمي‌کند و پشت او زدن به علامت تشويق را حس مي‌کند. مرد، آفرين شما را تا عمر دارد به خاطر مي‌سپارد.
    من نيز لبخند شما را بعد از اجراي اين قوانين طلايي‌، تا هميشه به خاطر دارم‌!



  • نظرات ديگران ( )

    =============================================================
       1   2      >
       [آرشيو شده ها]

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [22/4/1387- 9:58 ص] زن از ديدگاههاي مختلف
    [3/4/1387- 12:47 ع] زن در نگاه کلى
    [16/3/1387- 9:55 ص] تصاويري از مراحل تهيه و پخت موش در تايلند و فيليپين
    [16/3/1387- 9:50 ص] تصاويري از اتفاقات جالب در عروسي ها
    [16/3/1387- 9:9 ص] خانم ها اگر خوشبختي پايدار مي خواهيدبدانيد که ...
    [4/3/1387- 4:58 ص] چرا زن نمى‏تواند قاضى شود؟
    [آرشيو شده ها]

    =============================================================